عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
35
رساله افيونيه ( فارسى )
باب دوم در صفات افيون خالص و طرق امتحانات آن افيون به واسطهء شدّت احتياج مردم به آن ، با قيمت مىباشد . هر آينه اين معنى باعث آن « 1 » شود كه آن را مغشوش كنند ، تا آنكه اندكش ، به قيمت بسيار فروشند و در اكثر ادويه نفيسه ، غشّها پيدا كردهاند مثل آنكه كافور را به آب برنج مغشوش مىسازند ، و زعفران را به ريشهء گوشت گاو ، گل معصفر « 2 » و عنبر را به موم و لادن . و شيوع غشّ به جايى رسيده كه فادزهر عملى ساختهاند از لك و غيره ، و ترياق فاروق از بعضى ادويهء سهل الوجود ، و جدوار از بيخ چغندرى كه در آب جدوار جوشانيده باشند و از بعضى صموغ كه در لتها مىبندند تا به شكل جدوار خشك مىشود و اين زمان بيش را مىخيسانند « 3 » تا حدّت او مىرود و به آب نيل صاف رنگ و لاك « 4 » و آب جدوار صحيح مىجوشانند تا به لون و طعم جدوار مىآيد و در اصل ، چون « 5 » آن بيش را آنجا ، جدوار هندى مىدانند و در خيسانيدن « 6 » مكرّر حدّت و لذع او و سمّيت او مىرود و مطلقا طعم و رنگ
--> ( 1 ) . ل و آ : مردم به جاى آن ( 2 ) . ل : + و مشك را بسياد ادران ؛ آ : + و مشك را بسارلوران ( 3 ) . ل : مىجنبانند مكرر ( 4 ) . ل و آ : و صافى رنگ لك ( 5 ) . ل و آ : و چون در اصل ( 6 ) . ل و آ : جنباندن